خرید بک لینک
مسافرت رفتیمِ..بد نبود.. احسان واقعا رو مخ مَن بودُ خیلی بهم ریدیم:) سوار جت اِسکی شُدم:) واسه خانوما ممنوعِ دیه.. ولی من سوار شُدمُ تهش اون پلیسایِ دریایی اومدنُ گفت واسه خانوما ممنوعه و فلانُ! منم رفتم دیع:)) ولی عاقا خیلی چسبید:)) این از این! فوتبال باری کردیم.. منُ احسان تویِ تیم[تو فک کن >_<] سه تا پسرِ دیه بودن دوتاشون لباسِ بارسآ[مسی] رو پوشیده بودن..شب هم بود همش قاطیشون میکرد.. ولی

برچسب: اندر,احوالاتم, نویسنده: آریا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:42

هلیا زنگ زد الان.. دسشویی داشتم و خوابم میومد.. وسط حرفاش خمیازه کشیدمٌ با میلی به حرفاش گوش میدادم و سی ثانیه یکبار میگفتم آره واقعاً:))) اهوم میفهمم:))) آره گوشم با توعه:))) و هلیا انقدِ تند و طولانی حرف میزنه که عادم حس میکنه جلوی ِ رگباری از کلمات قرار گرفته.. مثلا من دیه باید جیغ بزنم هلیا دو دقیقه خفه شو ببین چی میگم:)))) فرصت نمیده ینی:))) داشتم میگفتم.. خمیازه هایی که میکشیدم و هوا و نوری

برچسب: نویسنده: آریا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:42

خُب.. نوزدهم ینی پنجشنبه ی ِ هفتع ی دیه دآمـآدی احسانِ:)) یجورایِ خاصی خوشحالم=)) و اینکه کُلا خوبم:))) لباس عروس رفتیم گرفتیم:)) منم لباس عروس پرو کردم=)))))) وختی پوشیدم..قیافه آیداعُ دیدی وختی نی نی میبینه چجوری میشه:)) قیافه منم از خر ذوقی اونجوری بود:))) به نظرم کلِ جذابیت لباس عروس به اون قسمتیِ که پایین لباسِتو میگیریُ و بالا میدی و راه میری:))))) یا مثلا کُلِ جذابیت عینک به اون تمیز کردنشِ

برچسب: نویسنده: آریا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:42

رفتم کِلاس والیبال با اینکه بابا گفت نمیخاد بری:| منم گفتم پس خودم پیاده میرم:| خدافس:| بعد در خونه رو که بستم داد زدم کلید ندارم.. در دسترس باشی بابا:|رفتم.. بعد وارد که شُدم عایدا و سانیا رو دیدم دم درِ ورودی.. خوشحالُ خرسندُ بغلُ جیغُ احوال پرسی.. بعد گفتم چرا اینجا وایستادین سانیا گفت تولدمِ میخام دعوتتون کنم بریم بیرون:)) منم گفتم بریم پیتزا فروشی فلان:)) قدسیه هم اضافه شُد ُ خلاصه چهارتایی ر

برچسب: نویسنده: آریا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:42

از کجا شروع کُنم جداً:|واسه موهام هم گیس میزارم:) و اینکه موهامُ جداً دیه کوتاه نمیکنم.. احتمالاً تا اردیبهشتِ سال دیه که عروسی همآس هم موهام بلند میشه:| میزارم واسه هیژده سالگیم موهام قچنگُ بلند باشع:| این از ایــن(!) درباره لباس:| دوتا لباس گرفتم:| صورتی ملیحِ و یکی هم سبزِ لجنی :| سبزِ لجنیُ سه تایی ست کردیم.. من کوتاهشُ خریدم هما بلند اسما رو هم ندیدم لباسشُ:| صورتی ملیح رو هم با هما سِت کردم:

برچسب: نویسنده: آریا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:42

صفحه بندی